اَز کوچه ای مے گذَشتمـــ
پیرزنے از آن خارج مے شد
گفت ... نرو !!
کوچه بن بَسته ..
باوَر نکردم وَ رفتم
وقتے برگشتم ...

پیر شده بودم !!!

آقا یه سوال ازت دارم ؟؟؟  کی جرات کرد جلو مادرت، سر از بدنت جدا کنه ؟؟؟

http://sphotos-f.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-ash3/530612_390127061061792_853795073_n.jpg

مادر نه تکرار می شود ، نه تکراری ..

پياده از کنارت گذشتم، گفتي:" چندي خوشگله؟"
سواره از کنارت گذشتم، گفتي:" برو پشت ماشين لباسشويي بنشين!"

در صف نان، نوبتم را گرفتي چون صدايت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتي چون قدت بلندتر بود
زيرباران منتظر تاکسي بودم، مرا هل دادي و خودت سوار شدي

در تاکسي خودت را به خواب زدي تا سر هر پيچ وزنت را بيندازي روي من
در اتوبوس خودت را به خواب زدي تا مجبور نشوي جايت را به من تعارف کني
در خيابان دعوايت شد و تمام ناسزاهايت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهايم را دراز کنم

نتوانستم به استاديوم بيايم، چون تو شعارهاي آب نکشيده مي دادي
من بايد پوشيده باشم تا تو دينت را حفظ کنی

مرا ارشاد مي کنند تا تو ارشاد شوي!

تو ازدواج نكردي و به من گفتي زن گرفتن حماقت است

من ازدواج نكردم و به من گفتي ترشيده
عاشق که شدي مرا به زنجير انحصارطلبي کشيدي

عاشق که شدم گفتي مادرت بايد مرا بپسندد
من بايد لباس هايت را بشويم و اتو بزنم تا به تو بگويند خوش تيپ

من بايد غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگويند آقاي دکتر

وقتي گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتي بچه مال مادر است
وقتي خواستي طلاقم بدهي، گفتي بچه مال پدر است.
مردی????

"زن" نیستم اگر زنانه پای عشـــــــــــــــقم نایستم!
من از قبیله ی "زلــــــــــــــــــــیخا" آمده ام... .
آنقدر عشــــــــــقت را جار می زنم تا خدا برایم کَف بزند!
فرقی نمی کند فرشـــــــــــــــــته باشی یا آدم

http://sphotos-a.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-prn1/21883_327452030695369_328600531_n.jpg یوســــــــــــف باشی یا سلــــــــــــــــیمان!
قالیچه ی دل من بدون اسم رمـــــــــز ِ نام ِ "تو" پـــــــرواز نمی کند... .
زنـــــــــــــانه پای این عشــــــــــــق می ایستم... .

مـــــــــــــــــردانه دوســــــــــــــــتم داری؟؟؟؟؟!!!

بانو..!
اگر گریه نمیکنم
فکر نکن از سنگم !!
من مَردم
قدم زدنم از گریه کردنم دردناک تر است...!!

سه حرفی که همیشه تنهایی ات را پر می کند
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سه حرفی که همیشه تنهایی ات را پر می کند
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
" خدا "
.
.
.
.
.
" خدا "

دوستی ها زیباست.
خنده ها از ته دل٬ بغضها پر معنی٬ گریه ها با احساس.

آن زمانی که دگر ما شده ایم٬ صحبت از ایمان است.

بخدا سادگی و پاکی تو٬ سخن پیر خراباتی ماست٬

نفست هم پاک است و فضا مملو از دوستی است.

در نگاهت٬ همه آواز محبت پیداست.

گاه می اندیشم٬

خنده مادر من نیز چنین رنگی داشت٬ خواهرم هم شاید

و نجابت جاریست٬ در وجودت که به این زیبایست.

میتوان انسان ماند

و عشق... تنها گناهیست که به وقت ارتکاب آن خدا برای بشر ایستاده دست می زند...

چقدر سخته که من باشم ، تو ام باشی ولی قسمت نباشه.

دعا ميكنم زير اين سقف بلند روي دامان زمين .
هر كجا خسته شدي يا كه پر غصه شدي .
دستي از غيب به دادت برسد .
زيباست كه اندست خدا باشدو بس.....


شبتان پر ستاره دوستان

دستش را بگیر
با عشق نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
بگذار با قدم‌هایی‌ که به سویِ تو می‌‌آید
از خودش دور شود
شاید نمی‌‌دانی‌
آغوش یک مرد
گاهی‌
دنیایِ زنی‌ را خراب می‌‌کند
گاهی‌ ، آباد
دستش را بگیر
نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
حواست باشد
دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمی‌‌کند...

پاییز داره از نیمه رد میشه
امروز درست نیمه پاییزه و روزی مبارک.
برا دیدن پاییز وقتو هدر ندیم.
پاییز پر از زیباییه باید دیدو حس کرد...
تقدیم به همه دلهای پاک و نگاههای قشنگ.
شادباشید.
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد


زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست


لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم

هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است
هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)

انتقام
مي گيرم از چشم هايت
براي تمام لحظه هايي كه
... بهانۀ اشكهايم ؛
تــــــو بودي !

اگه چشمت پرسید : بگو ندیدمش ....
اگه گوشت پرسید : بگو نشدیدمش .....
اگه دستت لرزید بگو مال سرماست .....
اگه پات سست شد بگو مال ضعف .....
ولی اگه دلت ریخت به خودت دروغ نگو ....

رنجشی نیست
آدم‌ها همینند
خوبند ولی‌ فراموش کار
می‌آیند
می‌ مانند
می روند
مثل مسافران کاروان سرا
مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان
...
کسی‌ برایِ بودن
نیامده ... نمی‌‌آید